دلم برایت تنگ شده است خودت میدانی طاقتم کم است وقتی بیقرار میشوم زمین و آسمان را به هم میدوزم ... تو اینجائی (هرجای دنیا که بتشی) اینجا در قلب من در کنار منی در تپش های قلبم در گرمای خونم جریان داری و لحظه هایم از تکرار اسم تو پر اند لبریزند سرشارند .....پس هرجا هستی خوش باش که به شادی تو شادم و با آرامشت آرامش میگیرم.... اما فکرها بد، هرگز.... من با تمام وجودم و تا ابد عاشق تو ام تو تا زنده ام و حتی پس از آن عشق من و خیال من و آرزوی من خواهی بود
دوستت دارم ... دیوانه وار تر از همیشه.... به پرنده ی با وفائی که در غربت هم رهایت نکرده سلام مرا برسان
برچسب:
نویسنده: حمید زارعی