رها شدی - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 20:04
اگر بندی ب دست و پایت بودم ...رها شدی
خدا را شکر - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:49
خب خیالم راحت شد .... کافی بود بدونم حالت خوبه ... نمیدونم از چی ناراحتی اما تقریبا عادت کردم ....به هرحال خدا را شکر میکنم که خوبی ....
چرا اینقدر تند و خشن؟ - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:49
مشاهده یادداشت خصوصی
حق با تست - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:49
مشاهده یادداشت خصوصی
فکرش را نمیکردم اینجا بیایی - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 5:12
مشاهده یادداشت خصوصی
امیدوارم خوب باشی - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 5:12
نمیدونم چی شده امیدوارم حالت خوب باشه...
دلم گرفته بود - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
مشاهده یادداشت خصوصی
حال خرابی دارم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
حق با تست اینهم روزگار ماست.... وقتی از رفتن میگی حالم خراب میشود هرچند تا اینجائی قدر لحظه ها را نمیدانیم ... چه میشود کرد ؟ سفرت بی خطر باد ..سعی کن خوش باشی بجای همه ی این چندسال که جز دلهره و دلشوره و دلسوختن نداشتی.... هرجا که باشی با دل و جانم کنار توام و با دل سوخته ام انتظار بازگشتت را میکش
انگار دنیا را به من داده اند - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
فکرش را هم نمیکردم که بتوانی پیغام بگذاری.... هر چند روز یکبار وقتی که دلتنگی امانم را می برید سری میزدم و می رفتم ... اما امروز ..عید منست باز پیامی از تو و خبر خوبی و سلامتیت .... منهم خوبم و گرفتار همان مشغله ها اما با تمام وجود کنار تو و آرزومند تو ! خوشحالم که خوبی ... بعضی وقتا جوری بیقرارت م
عشق منی تا ابد - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
دلم برایت تنگ شده است خودت میدانی طاقتم کم است وقتی بیقرار میشوم زمین و آسمان را به هم میدوزم ... تو اینجائی (هرجای دنیا که بتشی) اینجا در قلب من در کنار منی در تپش های قلبم در گرمای خونم جریان داری و لحظه هایم از تکرار اسم تو پر اند لبریزند سرشارند .....پس هرجا هستی خوش باش که به شادی تو شادم و با
رؤیای تو ... - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
راست میگوئی فقط کارمان شده رؤیا بافتن حالا تو آن سوی دنیا و من اینجا با رؤیاها و خیال هایمان خوشیم .... اما همین هم غنیمت است همین که میدانیم در این کیهان بی کرانه کسی هست که عشق را باهم سهیم هستیم همه ی ساعات من ساعت عاشقی شده است همه جا بامنی و من از تو نفس میگیرم از تو گرما و شور و شوق میگیرم چند
هرجا که باشم با منی - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
تو همه ی هستی منی بی تو کجا بروم؟ مگر میتوانم از تو غافل باشم؟ اینجا کارم زیادست در حقیقت او دوباره باید عمل کند اینبار پیرو همان بیماری عمل زیبائی اینست که حسابی گرفتارم اما تو حتی لحظه ای دور از من نیستی میپرستمت....
تو دنیای منی - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
تو دنیای منی همه ی دنیایم ... تو برای من معنای همه ی زیبائی ها هستی همه ی خوبی ها ...یاد تو زنده ام می کند و خیال تو مرا در رؤیاهای شیرین غرق می کند ... پس هر وقت که توانستی اینجا بیا و بدان که از تو آرامش می گیرم تو آرامش منی ...تو عشق همیشه ی و ابدی منی از این لحظات آرامش نهایت بهره را ببر ...دیوا...
خوابمان را می دیدم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
وقتی میگویم ما همیشه با همیم به این گفته ام ایمان دارم .دیشب خوابمان را می دیدم من و تو کنار پنجره ای نشسته بودیم و باران را آن سوی شیشه ها تماشا میکردیم .نور زرد کمرنگی بود و انگار همه ی دور وبرمان قهوه ای بود... تو سرت روی دوش من بود .به آرامی با هم گفتگو داشتیم...حالا که یادداشتت را خواندم مطمئنم...
ترا من دوست می دارم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
با همه ی وجودم ترا میخواهم ...دوستت دارم
باز هم اینجایم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:33
مشاهده یادداشت خصوصی
ببخش که بیخبرت گذاشتم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:27
مشاهده یادداشت خصوصی
کاش منم خوابتو می دیدم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:27
مشاهده یادداشت خصوصی
دعادکن خوابتو ببینم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:27
دارم میرم بخوابم ...دعا کن خوابتو بینم .....فقط یه لحظه
مشکل داشتم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:27
مشاهده یادداشت خصوصی